فریاد
رهگذر
شبی در شهر چشمات فقط یک رهگذر بودم
ندیده دل به تو دادم شدی سلطانو محبوبم.
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 8:53 توسط بهزاد |
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
خرداد ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
BLOGFA.COM